داشتیم با دختر ۲۱ ساله درمورد رابطه یکی از همکارهامونحرف می زدیم که دختر پسر رو به خاطر یه پسر دیگه ولکرده ولی پسر اونقدری عاشق بوده که هنوز توی گذشته اشگیر کرده که من یهوویی گفتم خب سنشون کمه و طبیعی کهاین مسائل براشون پیش بیاد و حالا به دختر ۲۱ ساله برخوردهمیگه این رو نگو گاهی یه آدم توی سن کم می تونه خیلی بهتراز سن بالاها عاشق باشه و تو خودتم توی ۲۹ سالگی اشتباهمیکنی. درسته من اشتباه انتخاب کردم و می کنم و اصلا تویاین شکی نیست ولی الان نگاه به آدم مقابلمم میکنم و میگمچقدر برای من انرژی می زاره و همون قدر که انرژی می زارهمن واسش قدم برمی دارم و حتی اگه نباشه هم برام اهمیتینداره چون من فقط با گم کردن خودم تمام زندگیم رو از دستدادم نه با رفتن آدمی که به هرحال چه با مرگ چه با دلایل دیگهاز من گرفته خواهد شد. شاید حرفم غلط باشه ولی می دونمهرچی قبلا وابستهتر بودم الان نیستم و عشقی که به معنا سابقبرای من وجود داشت دیگه برام وجود نداره و نخواهد داشت
خب توی آشنایی با آدم جدید چندان موفق نبودم چون دقیقا یهآدم مثل جو بک سریال You سر راه زندگیم قرار گرفت. روز اولمی گفت ببین من یک سال و چندماه با هیچکس وارد رابطه نشدمو تراپی رفتم تا بتونم خودم رو درمان کنم و نیاز به رابطه بالغانهدارم تا رابطه بچگانه، منم خوشحال از اینکه به به چه پارتنر خوبیپیدا کردم ولی هرچی رفت جلو دیدم میخواد من رو مطلق مالخودش کنه مثلا به خاطر یه سری شرایط توی کار ناراحت بودمو زنگ زده بودم به دوستم و نیم ساعت باهاش حرف زدم بعدمیگفت چرا به خودم زنگ نزدی؟! واااا خب هرکسی سرجایخودش و تو چرا باید کل دنیای من بشی ابله یا مثلا می رفتمجواب شایان یا دوستام رو بدم ناراحت میشد میگفت تو وقتی بامنی نباید گوشیت رو چک کنی